English
فصلنامه تخصصی عرفان اسلامی
معرفی نشریه
فصلنامه تخصصی عرفان اسلامی

فصلنامه تخصصی عرفان اسلامی

مقالات آخرین شماره منتشر شده از آخرین دوره نشریه
 دوره14،شماره54 (زمستان/1396) ،پیاپی54
 
1
مقایسه انسان‌شناسی در اندیشه عزیزالدین نسفی با حکمت ایران باستان
( 64 بازدید ) ( 53 دانلود )  خلاصه و کلمات کلیدی
اطلاعات انتشار : دوره 14 - شماره 54 - شماره پیاپی 54
خلاصه مقاله :
انسان‌شناسی، یکی از مسائل اساسی در عرصه معارف بشری است. که مکاتب مختلف از زاویه‌های گوناگون به آن پرداخته‌اند. هدف این مقاله، که با روش تحلیلی و با مراجعه به منابع کتابخانه‌ای انجام می‌پذیرد آن است؛ که بهمقایسه آراء و اندیشه‌های عزیزالدین نسفی با زرتشت دراین مسأله بپردازد. در فرآیند تحقیق با مراجعه و اتکا بر آثار نسفی و زرتشت به این مسأله دست یافته‌ایمکه دو طرف مقایسه در مسائلی مانند پذیرش اینکه انسان موجودی مخلوق خداست دارای ابعادی وجودی مانند جان و روان و خرد و بعد فیزیکی است. آدمی موجودی است برخوردار از نیروی اراده و اختیار، خیر و یا شر نیزبه گزینش او باز می‌گردد و اینکه علم و عمل انسان است که سازنده حقیقت اوست. دارای ظرفیت وجودی ویژه است که موجودات دیگر آز آن بی‌بهره‌اند و به دلیل همین ظرفیت وجودی است که نماینده و خلیفه الهی و یاور آفریدگار(به اصطلاح زرتشت) در جهان هستی می‌باشد. گل سر سبد خلقت و از همه برتر است و زمام اختیار و رهبری دیگر موجودات به وی سپرده شده است.
از سویی دیگر به تفاوت‌هایی نیز دست یافته‌ایم که موجب تمایز دو نوع انسان‌شناسی می‌گردد مانند اینکه در اندیشه زرتشت، مسأله‌ای به نام فطرت مطرح نشده است اما در اندیشه نسفی این مسأله به خوبی نمود دارد. همچنین در این مسأله که معرفت آدمی نسبت به مبدأ هستی به چه میزان و چگونه میسر است؛آیا انسان می‌تواند نسبت به آفریننده، معرفت اکتناهی داشته باشد؟ نسفی به روشنی این نوع معرفت را نفی کرده است اما زرتشت ساکت است. در اندیشه وی چیزی به چشم نمی‌خورد. همچنین نسفی نگاهی شریعتمدارانه به حوزه رفتار آدمی دارد و پای‌بندی به شریعت را در مراحل سلوکی یک ضرورت می‌شمرد.
تخصص ها : انسان‌شناسی، نسفی، حکمت ایران، زرتشت، عرفان

2
معناشناسی، وجودشناسی و کارکردهای ولایت نزد علامه طباطبایی(ره)
( 65 بازدید ) ( 83 دانلود )  خلاصه و کلمات کلیدی
اطلاعات انتشار : دوره 14 - شماره 54 - شماره پیاپی 54
خلاصه مقاله :
نظریۀ انسان کامل از دیرباز همواره مورد توجه و علاقۀ اندیشمندان بزرگ بوده است و این موضوع یکی از مهم­ترین ارکان عرفان اسلامی است. انسان کامل،ویژگی‌های متعددی دارد واز مهم‌ترین ویژگی­ها،خصیصۀ ولایت است. دراین جستاردرصددیم تا ولایت انسان کامل راازدیدگاه علامه طباطبایی بررسی کنیم و پرسش اساسی این پژوهش آن است که معناشناسی، وجودشناسی و کارکردهای ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی چیست؟ از دیدگاه علامه فقط خدا ولایت دارد و تنها ولی، خداوند است و به این دلیل به نظر او ولیّ خدا به کسی گفته می­شودک به مقام ولایت الهی رسیده باشد. ضرورت انسان کامل تنها برای عالم انسانی نیست، بلکه ضرورتش برای کل عالم است، یعنی انسان نه تنها برای طی مراتب کمال به انسان کامل نیاز دارد، بلکه کل عالم برای بقا و حفظش نیاز به انسان کامل دارد. علامه هر یک از موجودات عالم را اسمی از اسمای الهی می­داند که در میان آن­ ها «انسان» جامع جمیع همۀ اسمای الهی است.  دستاوردهای این پژوهش عبارت است از: 1. نگارندگان علاوه برضرورت وجودی انسان کامل که غالباً محو مباحث ضرورت وجود انسان کامل درعالم پیرامون این موضوع بحث می­شود، به ضرورت سلوکی وضرورت معرفتی انسان کامل نیز پرداخته‌اند وهریک ازضرورت­های سه­ گانه دلایلی جهت اثبات ضرورت وجود انسان کامل درعالم هستند. 2. علامه طباطبایی درکتاب‌المیزان به تبیین چهارقسم ازاقسام ولایت پرداخته است که عبارتنداز: ولایت تکوینی خداوند، ولایت تشریعی خداوند،ولایت تشریعی پیامبر(ص) و ولایت تشریعی علوی. 3. نگارندگان دو کارکرد کلامی و معرفتی ولایت را از آثار علامه طباطبایی استنباط نموده ­اند.
تخصص ها : ولایت، معناشناسی ولایت، وجودشناسی ولایت، کارکرد ولایت، انسان کامل، علامه طباطبایی.

3
مفهوم اصطلاحی «ادراک» از عبدالقاهر جرجانی تاادبیات عرفان اسلامی
( 46 بازدید ) ( 28 دانلود )  خلاصه و کلمات کلیدی
اطلاعات انتشار : دوره 14 - شماره 54 - شماره پیاپی 54
خلاصه مقاله : Normal0falsefalsefalseEN-USX-NONEAR-SA
/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:"Table Normal";
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:"";
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-para-margin:0in;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
text-align:justify;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:"Calibri","sans-serif";
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-fareast-font-family:"Times New Roman";
mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} >آنچه که از جمله اهداف اساسی، در این تحقیق می­باشد؛ به تصویر کشیدن و چگونگی ارتباط، و به نوعی تلفیق میان دو علم: «بلاغت» و «ادبیات عرفان اسلامی» و برخی از متون دینی پیرامون آن­ است که از حیث بررسی و مطالعات میان رشته­ای و یا تطبیقی نیز می­تواند مفید واقع گردد. مفهوم اصطلاحی «ادراک»، در نزد عبدالقاهر جرجانی دارای سیر گسترده و ابعاد مختلفی در نظریات وی است که از جمله مهم­ترین آن، می­توان به­ چگونگی ارتباط آن با «نظریة نظم»، و حتی نظرگاه منحصر به فرد او پیرامون چگونگی و انواع «ادراک» نیز اشاره نمود. به­عبارت دیگر، جرجانی در فرآیند ادراک، به نوعی از تعقّل قلبی نام می­برد و تفکر و اندیشه را فائدة قلب برمی­شمآرد که با تحقیق و بررسی در آن، دریافتیم که این مسئله؛ در حالی است که در مباحث متون قرآنی و دینی، و به ویژه «ادبیات عرفان اسلامی»، مفهوم اصطلاحی «ادراک» به فرآیندی تعلّق دارد که در اصل، فرد سالک مُدرک برای قرب و شهود خود از محیط و جهان اطرافش، به وسیلة تعقّل با قلب، به ادراک می­پردازد. درحقیقت، عبدالقاهر جرجانی در بیان نظریات خود، دارای وجه مشترکی است که چگونگی ارتباط آن با مفهوم اصطلاحی «ادراک» در «ادبیات عرفان اسلامی»، در این تحقیق مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته­است.
تخصص ها : ادراک و آگاهی، تعقّل قلبی، نظم، عبدالقاهر جرجانی، ادبیات عرفان اسلامی.

4
اشارات عرفانی غزلیات حافظ
( 59 بازدید ) ( 43 دانلود )  خلاصه و کلمات کلیدی
اطلاعات انتشار : دوره 14 - شماره 54 - شماره پیاپی 54
خلاصه مقاله :
پژوهش حاضر که به تبیین اشارات عرفانی حافظ با توجه به تفکرات اسلامی علل خصوص نهج‌البلاغه پرداخته است. به صورت توصیفی- تحلیلی و کتابخانه‌ای با استفاده از فیش‌برداری منابع مختلف و همچنین برداشت‌های نگارنده تدوین گردیده است. برخی از غزلیات عرفانی حافظ که در این پژوهش آمده حاکی از آن است که روح آدمی در قفس تن اسیر شده و با آزادی به سوی ملکوت و منبع اصلی خویش عروج خواهد کرد و دنیای مادی را مانعی برای رسیدن روح به معنویات و سیر در ملکوت می‌داند. همچنین خطب نهج‌البلاغه و آیات قرآن کریم، فرایند بازگشت‌پذیری روح به مبدأ الهی را با دلایلی عقلی‌تر و بیانی قابل ادراک برای هر خواننده‌ای به تصویر می‌کشد و حافظ که پرورش یافته مکتب قرآن است متأثر از این آموزه‌های معرفتی و با بیانی دلنشین این فراق و سرگشتگی روح را از منزل ازلی یادآوری نموده است.
تخصص ها : عرفان حافظ، نهج البلاغه، عرفان اسلامی، روح، نفس، عشق.

5
الگویی از روش¬ اجتهاد در عرفان مأثور (مطالعۀ موردی: روش کتاب سرالاسراء)
( 55 بازدید ) ( 21 دانلود )  خلاصه و کلمات کلیدی
اطلاعات انتشار : دوره 14 - شماره 54 - شماره پیاپی 54
خلاصه مقاله :
ارتباط معنوی عارفانه و عاشقانه با حضرت پروردگار که عرفان به آن توصیه می­کند، نیاز بنیادی­ انسان در تمام زمان­ها بوده و هست؛ اما متاسفانه در روزگار ما شورابه­ هایی ناگوار به جای عرفان حقیقی و خوش­گوار به کام انسان معنویت­ خواه ریخته می­شود و احیاناً آموزه­های وحیانی نیز با روش­هایی نادرست و غیراجتهادی به اسم عرفان اسلامی فرآوری می­شود.
استاد عرفان عصر حاضر، آیت الاهی مرحوم استاد سعادت­پرور از عارفان مجتهدی است که همواره سعی کرده است روش تفقه اجتهادی را در استنباط آموزه­های عرفانی به کار گیرد؛ و از این­رو پژوهۀ فرارو با شیوۀ اسنادی- کتابخانه­ای به استخراج الگوی روش اجتهاد در عرفان مأثور بر اساس شیوۀ اجتهاد فقاهتی و طبق روش­ های موجود در پس ­زمینۀ تبیین­ های استاد سعادت ­پرور در کتاب سرالاسراء دست یازیده است.
نتیجۀ تحقیق، ارائۀ الگویی کثیرالاضلاع شامل تحلیل سندشناختی، تحلیل تفسیری و فقه­ الحدیثی با محوریت قواعد عام، قواعد ادبی و اصولی و روش­های حل اختلاف روایات متعارض و تفسیر روایات مشکل و نیز تحلیل عقلانی آیات و روایات عرفانی با ابتکار در تاکید بر آیات قرآنی و بهرۀ وافر از ادعیه در منابع و بهره بردن از قواعد بلاغی در استنباط است.
تخصص ها : عرفان مأثور، روش اجتهاد، استنباط عرفانی، سرالاسراء، سعادت پرور.

6
تحلیل مردم شناختی تساهل یا مدارا در ادیان و عرفان
( 56 بازدید ) ( 28 دانلود )  خلاصه و کلمات کلیدی
اطلاعات انتشار : دوره 14 - شماره 54 - شماره پیاپی 54
خلاصه مقاله : Normal0falsefalsefalseEN-USX-NONEAR-SA
/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:"Table Normal";
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:"";
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-para-margin:0in;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
text-align:justify;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:"Calibri","sans-serif";
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-fareast-font-family:"Times New Roman";
mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} >دین، پدیده­ای اجتماعی است و تمام جوامع بشری، امروزه دارای دین هستند و نوع دین آنها، مسیر زندگی، طرز تفکر و نگرش کلی آنان را تشکیل می­دهد. به همین­جهت دین، ارتباط تنگاتنگی با جامعه و اجتماع دارد. از سوی دیگر، دین و یا تفسیر هنری دین که «عرفان» خوانده می­شود، همواره با انسان بوده و طیّ سده­های مختلف زندگی بشری، همراه با تکنولوژی و طرز تفکر انسان رشد کرده و گاه جامه عوض کرده و به شکل­های جدیدتر و تفسیرهای نوین­تر تن درداده است. با نگاهی به جوهرة دین و عرفان، مشاهده می­شود که هریک بنابه مَشرب خود، انواع تساهل­ها یا مداراهایی را برای جامعة انسانی همواره کرده است، یعنی دین برای جامعه دارای تساهل و مدارا است و یا جامعه، چنین­تمهیدی را برای دین مهیا می­کند. در این­پژوهش، به بررسی دین، ارتباط آن با عرفان، جامعه و تساهل یا مداراهایی که دین برای جامعه ایجاد می­کند، می­پردازیم
تخصص ها : دین، تعامل دین و جامعه، عرفان، پیوند دین و عرفان، تساهل یا مدارا.

7
نیایش و ستایش در مثنوی های عطّار (الهی نامه، اسرارنامه، منطق الطّیر و مصیبت نامه)
( 88 بازدید ) ( 40 دانلود )  خلاصه و کلمات کلیدی
اطلاعات انتشار : دوره 14 - شماره 54 - شماره پیاپی 54
خلاصه مقاله : Normal0falsefalsefalseEN-USX-NONEAR-SA
/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:"Table Normal";
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:"";
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-para-margin:0in;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
text-align:justify;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:"Calibri","sans-serif";
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-fareast-font-family:"Times New Roman";
mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} >نیایش و ستایش معبود یکی از روحانی­ترین لحظه­های زندگی هر مؤمن است. در همة ادیان آسمانی متناسب با تلقّی و درک مؤمنان از دین، شیوه­ها و شکل­هایی برای راز و نیاز با معبود فراهم شده است. شاعران هم به عنوان دارندگان روح­های لطیف و حسّاس، در لابه­لای اشعار خود، مناجات­هایی نغز و دلنشین گنجانده­اند که از لطیف­ترین فرازهای آثارشان است. مناجات­های عطّار که در لابه­لای مثنوی­هایش (الهی­نامه، اسرارنامه، منطق­الطّیر و مصیبت­نامه) پراکنده است، گاه از زبان شاعر و گاه از زبان شخصیت­های داستان­هایش نقل شده­اند. بی­پروایی و جسارت و صمیمیّتی که در این مناجات­های عارفانه وجود دارد، به آن­ها عمق خاصّی بخشیده است. نگاه برخاسته از عمق جان عطّار که انواع لایه­های گفت­و­گوی صمیمانه و خالصانه را با معبود شامل می­شود، رنگ آسمانی به نیایش­هایش می­دهد.بنا به اعتقاد عطّار، دعوت خداوند بزرگ برای دعا و نیایش، افتخاری بزرگ برای نوع بشر است و حتّی در این راه، شور و شوقِ دعاکردن را نیز خودِ خداوند در آدمیان ایجاد می­کند و برای انجام آن توفیق می­دهد. درون­مایة نیایش­های عطّار، ستایش خداوند بزرگ، عجز و عشقِ او نسبت به خدا و بیان درخواست­هاست. مهم­ترین دعا و خواستة وی، سلامت نفس و سعادت آخرت است. از مجموع نیایش­های عطّار آشکار می­گردد که او مؤمنی است با اعتقاد راستین که در سیر و سلوک عارفانه، پای از جادة شریعت بیرون ننهاده و در تصوّف جانب اعتدال را اختیار کرده است.
تخصص ها : نیایش، ستایش، مناجات، عطّار، مثنوی، عرفان

8
بررسی تطبیقی رویکردهای اندیشه اسلامی به قیامت و بازتاب آن در مثنوی مولوی و گلشن راز شبستری
( 66 بازدید ) ( 22 دانلود )  خلاصه و کلمات کلیدی
اطلاعات انتشار : دوره 14 - شماره 54 - شماره پیاپی 54
خلاصه مقاله : Normal0falsefalsefalseEN-USX-NONEAR-SA
/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:"Table Normal";
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:"";
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-para-margin:0in;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
text-align:justify;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:"Calibri","sans-serif";
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-fareast-font-family:"Times New Roman";
mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} >نزدیک بودن عرفان با دین اسلام و ارتباط گسترده آموزه­های عرفانی با مسائل شرعی و اصول خاصّ این دین و تأثیرپذیری شاعران، نویسندگان و به ویژه عرفا از مکاتب اسلامی و مبانی اعتقادی آن در طول تاریخ شعر و ادب پارسی همواره منجر به پیدایش آثاری جامع در حوزه عرفان ایرانی- اسلامی شده است. توانمندی خاصّ عرفا و بزرگان علم فلسفه و کلام سبب تلفیق این دو حوزه (عرفان و آموزه‌های اسلامی) با یکدیگر شده و بر شمول کلّی این آثار نیز افزوده است. در این میان، مولانا و شبستری، صرف نظر از وجوه مشترک اعتقادی در ایدئولوژی و سبک شخصی خویش، با بهره­گیری از مشرب عرفانی و اسلامی، توانسته­اند در آثار برجای مانده از خویش، سیمایی کامل از اصول اعتقادی خود را ارائه دهند که اعتقاد به معاد جسمانی و روحانی، از موضوعات مشترک در جهان‌بینی این دو عارف است. اگرچه میزان توجّه به مسائل اعتقادی و نگرش فکری در مثنوی معنوی (به دلیل حجم بالای مطالب) بیشتر و در گلشن راز (به دلیل حجم محدود مطالب) بسیار کمتر از سایر موضوعات و مسائل متشابه است؛ امّا می‌تواند پژوهش‌های تازه و بی­نظیری را به خود اختصاص دهد که نگارندگان در این جستار، مسأله قیامت را در اندیشه مولانا و شبستری با استناد به اصول و آموزه­های اسلامی به طور تطبیقی بررسی می­کنند تا از این رهگذر برخی از اعتقادات و شالوده­های فکری این قبیل شاعران عارف مشرب، بر مخاطبان آشکار شود.
تخصص ها : مرگ، قیامت، معاد جسمانی و روحانی، مولانا، شبستری.

9
حالات و مقامات عرفانی از دیدگاه ابن سینا و قشیری
( 71 بازدید ) ( 49 دانلود )  خلاصه و کلمات کلیدی
اطلاعات انتشار : دوره 14 - شماره 54 - شماره پیاپی 54
خلاصه مقاله : Normal0falsefalsefalseEN-USX-NONEAR-SA
/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:"Table Normal";
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:"";
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-para-margin:0in;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
text-align:justify;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:"Calibri","sans-serif";
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-fareast-font-family:"Times New Roman";
mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} >از مباحث مهم در عرفان عملی، «حالات و مقامات عرفانی» است. سالک در جهت نیل و وصول به حق باید همراه پیر و مرشد خود، منازل و مقاماتی را کسب نماید و در این راه نیز حالاتی بر وی حادث می‌شود. هدف در پژوهش حاضر بیان بعضی از این حالات و مقامات از دیدگاه ابن سینا و قشیری است؛ که با روش کیفی و به نحو تحلیل محتوی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای صورت پذیرفته است. بعضی از یافته‌های تحقیق بیانگر است که: ابن سینا اجمالاً در آثار عرفانی خود، مخصوصا در نمط نهم اشارات، بعضی از آنها را تحت عنوان: «مقامات العارفین» مطرح کرده است. قشیری نیز در رساله قشیریه، تفصیلاً به بیان تعدادی از حالات و مقامات عرفانی پرداخته است. محقق نیز به روش تحلیلی به بیان، سنجش و مقایسه نظرات این دو دانشمند پرداخته است. از دیگر یافته‌ها می‌توان تعداد حالات و مقامات؛ تقدم تأخر این‌ها و وجوه اشتراک و افتراق نظر این دو دانشمند را در خصوص حالات و مقامات دانست.
تخصص ها : ابن سینا، قشیری، عرفان، حالات، مقامات.

10
نوستالوژی هبوط و بازتاب آن در دیوان حافظ
( 73 بازدید ) ( 74 دانلود )  خلاصه و کلمات کلیدی
اطلاعات انتشار : دوره 14 - شماره 54 - شماره پیاپی 54
خلاصه مقاله : Normal0falsefalsefalseEN-USX-NONEAR-SA
/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:"Table Normal";
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:"";
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-para-margin:0in;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
text-align:justify;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:"Calibri","sans-serif";
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-fareast-font-family:"Times New Roman";
mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} >«نوستالوژی» اصطلاحی است که از پزشکی وارد روان‌شناسی شده سپس جای خود را در ادبیات رمانتیک وغنایی باز کرده است. این حس در تمامی انسان‌ها به صورت غریزی وجود دارد و زمانی ظاهر می‌شود که فرد از گذشته پر اقتدار خود فاصله بگیرد. نوستالژی در آغاز ورود به ادبیات فقط شامل احساس این جهانی افراد بود، اما طولی نکشید که با طرح مسأله«هبوط» حضرت آدم، بُعد متافیزیکی نوستالژی نیز خود را آشکار کرد. هبوط حس دلتنگی برای وطن غیر مادّی است که از آغاز خلقت با آدمیان بوده و در تمامی آثار هنری خود را نشان داده است. شعر یکی از ابزار‌هایی است که هنرمندان برای نشان دادن این حسرت از آن استفاده می‌کنند. شاعرانِ عارف در بیان این حسّ روحانی آثار بی‌بدیلی را از خود به جا گذاشته‌اند. حافظ شیرازی نیز درغزلیّات خود، عالی‌ترین مفاهیم را در حوزه نوستالوژیِ هبوط خلق کرده است. این مقاله از دو قسمت تشکیل شده است. در قسمت نخست به معرفی نوستالوژی به مفهوم عام و نوستالوژی هبوط پرداخته شده است و قسمت دوم مقاله اختصاص به اندیشه‌های حافظ در خصوص نوستالوژی هبوط دارد. بخش اخیر نشان می‌دهد که شرح اشتیاق و مهجوری و چاره‌گری برای رسیدن به جایگاه نخستین، بر بسیاری از غزلیات خواجه سایه انداخته است.
تخصص ها : ادبیات عرفانی، حافظ، نوستالوژی، هبوط.

12
دسترسی سریع

کلیه حقوق این وب سایت برای فصلنامه تخصصی عرفان اسلامی محفوظ می باشد .